قاسم رسا
دهید مژده که سرچشمه بقا اينجاست (از اشعار رسا در مسجد بالاسر)
تاریخ تولد : ۱۲۹۰
محل تولد :

تهران

نام پدر : حسن
تاریخ فوت : ۱۳۵۶
محل فوت :

مشهد

آرامگاه : صحن انقلاب حرم امام رضا(ع)

در دوازده سالگی همراه خانواده‌اش به مشهد مهاجرت کرد و تا زمان اخذ ديپلم در مشهد بود و از محضر اديبانی چون سيد حسين مشکان طبسی، شيخ محمدحسن هروی، و سيد حسن اديب بجنوردی بهره برد و مقالاتی به قلم وی در روزنامۀ «بهار» به چاپ رسيد.

سال ۱۳۰۹ برای ادامۀ تحصيل به دانشکدۀ پزشکی تهران رفت و در سال ۱۳۱۵ با مدرک دکتری به استخدام وزارت بهداری در آمد و در بهداری کاشمر مشغول کار شد. سپس به مشهد آمد و به طبابت پرداخت.

دکتر قاسم رسا اعتقادی زلال و طبعی روان داشت و در اعياد و مناسبت‌های مذهبی و ملی در آستان قدس رضوی و در بيت آيت‌الله ميلانی در مشهد به خواندن اشعار خود می‌پرداخت. با اين باور که شعر بايد ساده و بدون تکلف و متضمن فوايد اجتماعی و نکات اخلاقی باشد، سروده‌های وی یا در منقبت و مرثيۀ اهل بيت عليهم‌السلام يا صورت منظومی از پند و اندرزهای معصومين بود و در آفرينش‌های ادبی خود مخاطبان خود را به پيروی از آموزه‌های دينی و اخلاقی فرا می‌خواند.

قاسم رسا در برخورداری از استعداد شعری، خود را مشمول عنايات امام رضا عليه‌السلام می‌دانست و گفته بود:

طبع سرشار و کمال و ادب و ذوق سلیم/ همه از دولت سلطان خراسان دارم

همين ويژگی‌ها و حضور مستمر وی در آيين‌های آستان قدس رضوی و به‌ويژه قرائت شعری در ولادت حضرت امام حسين عليه‌السلام بود که سال ۱۳۲۵ وی را به دريافت عنوان ملک‌الشعرايی آستان قدس و خادمی امام رضا عليه‌السلام مفتخر کرد.

ديوان اشعارش سال ۱۳۴۰ در تهران به چاپ رسيده و علاوه بر آن کتاب «اشک‌ها و شادی‌ها» از آثار وی انتشار يافته است.

از اشعار او است:

خداست يار کسانی که يار يکدگرند/ ز راه مهر و وفا دوستدار يکدگرند

شريک شادی و اندوه و رنج و راحتِ هم/ به گاه محنت و غم غمگسار يکدگرند

اگر چه بی‌خبر از روزگار خويشتن‌اند/  وليک باخبر از روزگار يکدگرند

نمی‌کنند دريغ از مساعدت در کار/ هميشه در پی انجام کار يکدگرند

شد افتخار و شرافت نصيب اشخاصی/ که طالب شرف و افتخار يکدگرند

قلوب اهل محبت بوَد به هم نزديک/ اگر چه دور ز شهر و ديار يکدگرند

چه طاعتی است پسنديده‌تر ز خدمت خلق/ خوش آن گروه که خدمتگزار يکدگرند

ميان اهل محبت «رسا» جدايی نيست/ که مهربان چو تن و جان کنار يکدگرند

او کتابی دیگر هم با موضوع مرثیه‌ی سیدالشهدا (ع) دارد که در میان اهل منبر و مداحان شناخته شده‌ است.

يکی از زيباتبرين سروده‌های او قصيده‌ای در مدح و منقبت حضرت امام علی بن موسی الرضا عليه‌السلام است که بر کتيبه‌ای زيبا به خط ميرزا حسين علی خوشنويس بر بالای کاشی‌های سلطان سنجری ازارۀ مسجد بالاسر آن حضرت نگاشته شده و اخيراً با رنگ طلايی شکل زيبایی يافته است:

 

بیا که مظهر آیات کبریا اینجاست

بیا که تربت سلطان دین، رضا اینجاست

بیا که گلبُن گلزار موسى جعفر

بیا که میوۀ بستان مصطفى اینجاست

بیا که خسرو اقلیم توس، شمس شموس

بیا که وارث دیهیم مرتضا اینجاست

شهنشهى که به چشمان، غبار درگاهش

کنند حور و ملایک، چو توتیا اینجاست

اگر کلید درِ رحمت خدا جویی

بیا کلید درِ رحمت خدا اینجاست

درِ مدینۀ علم و کمال و زهد و ادب

درِ خزینۀ بخشایش و عطا اینجاست

بیا که منبع فیض و عنایت ازلى

بیا که مطلع والشّمس و والضّحى اینجاست

امام ثامن و ضامن، رضا که بر حرَمش

نهاده‌اند شهان، روى التجا اینجاست

به خضر، کز پى آب بقاست سرگردان

دهید مژده که سرچشمۀ بقا اینجاست

قدم ز صدق و ارادت در این حرم بگذار

که مهد عصمت و ناموس کبریا اینجاست

به درگهی که پی کسب فیض و عَرض نیاز

نهند پادشهان، روی التجا اینجاست

شهی که نهر فضیلت ز علم او جاری است

شهی که خلق خدا را ست رهنما اینجاست

شهی که در پی اخلاص و بندگی شب و روز

نهاده جبهه به درگاه او «رسا» اینجاست


منابع :
  • صد سال شعر خراسان
  • مشاهير مدفون در حرم رضوی (جلد دوم)
قاسم رسا
تاریخ تولد : ۱۲۹۰
محل تولد :

تهران

نام پدر : حسن
تاریخ فوت : ۱۳۵۶
محل فوت :

مشهد

آرامگاه : صحن انقلاب حرم امام رضا(ع)

در دوازده سالگی همراه خانواده‌اش به مشهد مهاجرت کرد و تا زمان اخذ ديپلم در مشهد بود و از محضر اديبانی چون سيد حسين مشکان طبسی، شيخ محمدحسن هروی، و سيد حسن اديب بجنوردی بهره برد و مقالاتی به قلم وی در روزنامۀ «بهار» به چاپ رسيد.

سال ۱۳۰۹ برای ادامۀ تحصيل به دانشکدۀ پزشکی تهران رفت و در سال ۱۳۱۵ با مدرک دکتری به استخدام وزارت بهداری در آمد و در بهداری کاشمر مشغول کار شد. سپس به مشهد آمد و به طبابت پرداخت.

دکتر قاسم رسا اعتقادی زلال و طبعی روان داشت و در اعياد و مناسبت‌های مذهبی و ملی در آستان قدس رضوی و در بيت آيت‌الله ميلانی در مشهد به خواندن اشعار خود می‌پرداخت. با اين باور که شعر بايد ساده و بدون تکلف و متضمن فوايد اجتماعی و نکات اخلاقی باشد، سروده‌های وی یا در منقبت و مرثيۀ اهل بيت عليهم‌السلام يا صورت منظومی از پند و اندرزهای معصومين بود و در آفرينش‌های ادبی خود مخاطبان خود را به پيروی از آموزه‌های دينی و اخلاقی فرا می‌خواند.

قاسم رسا در برخورداری از استعداد شعری، خود را مشمول عنايات امام رضا عليه‌السلام می‌دانست و گفته بود:

طبع سرشار و کمال و ادب و ذوق سلیم/ همه از دولت سلطان خراسان دارم

همين ويژگی‌ها و حضور مستمر وی در آيين‌های آستان قدس رضوی و به‌ويژه قرائت شعری در ولادت حضرت امام حسين عليه‌السلام بود که سال ۱۳۲۵ وی را به دريافت عنوان ملک‌الشعرايی آستان قدس و خادمی امام رضا عليه‌السلام مفتخر کرد.

ديوان اشعارش سال ۱۳۴۰ در تهران به چاپ رسيده و علاوه بر آن کتاب «اشک‌ها و شادی‌ها» از آثار وی انتشار يافته است.

از اشعار او است:

خداست يار کسانی که يار يکدگرند/ ز راه مهر و وفا دوستدار يکدگرند

شريک شادی و اندوه و رنج و راحتِ هم/ به گاه محنت و غم غمگسار يکدگرند

اگر چه بی‌خبر از روزگار خويشتن‌اند/  وليک باخبر از روزگار يکدگرند

نمی‌کنند دريغ از مساعدت در کار/ هميشه در پی انجام کار يکدگرند

شد افتخار و شرافت نصيب اشخاصی/ که طالب شرف و افتخار يکدگرند

قلوب اهل محبت بوَد به هم نزديک/ اگر چه دور ز شهر و ديار يکدگرند

چه طاعتی است پسنديده‌تر ز خدمت خلق/ خوش آن گروه که خدمتگزار يکدگرند

ميان اهل محبت «رسا» جدايی نيست/ که مهربان چو تن و جان کنار يکدگرند

او کتابی دیگر هم با موضوع مرثیه‌ی سیدالشهدا (ع) دارد که در میان اهل منبر و مداحان شناخته شده‌ است.

يکی از زيباتبرين سروده‌های او قصيده‌ای در مدح و منقبت حضرت امام علی بن موسی الرضا عليه‌السلام است که بر کتيبه‌ای زيبا به خط ميرزا حسين علی خوشنويس بر بالای کاشی‌های سلطان سنجری ازارۀ مسجد بالاسر آن حضرت نگاشته شده و اخيراً با رنگ طلايی شکل زيبایی يافته است:

 

بیا که مظهر آیات کبریا اینجاست

بیا که تربت سلطان دین، رضا اینجاست

بیا که گلبُن گلزار موسى جعفر

بیا که میوۀ بستان مصطفى اینجاست

بیا که خسرو اقلیم توس، شمس شموس

بیا که وارث دیهیم مرتضا اینجاست

شهنشهى که به چشمان، غبار درگاهش

کنند حور و ملایک، چو توتیا اینجاست

اگر کلید درِ رحمت خدا جویی

بیا کلید درِ رحمت خدا اینجاست

درِ مدینۀ علم و کمال و زهد و ادب

درِ خزینۀ بخشایش و عطا اینجاست

بیا که منبع فیض و عنایت ازلى

بیا که مطلع والشّمس و والضّحى اینجاست

امام ثامن و ضامن، رضا که بر حرَمش

نهاده‌اند شهان، روى التجا اینجاست

به خضر، کز پى آب بقاست سرگردان

دهید مژده که سرچشمۀ بقا اینجاست

قدم ز صدق و ارادت در این حرم بگذار

که مهد عصمت و ناموس کبریا اینجاست

به درگهی که پی کسب فیض و عَرض نیاز

نهند پادشهان، روی التجا اینجاست

شهی که نهر فضیلت ز علم او جاری است

شهی که خلق خدا را ست رهنما اینجاست

شهی که در پی اخلاص و بندگی شب و روز

نهاده جبهه به درگاه او «رسا» اینجاست


منابع :
  • صد سال شعر خراسان
  • مشاهير مدفون در حرم رضوی (جلد دوم)
تدوين دانشنامه برای شهری همچون مشهد، با پيشينه‌ای بيش از هزار سال و فراز و نشيب‌هايی بسيار، کار ساده‌ای نيست. بسا کسانی که در اين سده‌های پياپی آمده‌اند و چيزی از خود به‌يادگار گذاشته و رفته‌اند و تنها برشمردن نام يک‌يک اين کسان، توماری بلند و زمانی فراخ می‌طلبد؛ پس، اکنون که در آستانه سال ۱۴۰۰ شمسی ايستاده‌ايم، بهتر همان است که برای رسيدن به مقصود، کار خود را محدود به دوره‌ای خاص کنيم و تنها به همين يکصد سال اخير از ۱۳۰۰ بدين سو بپردازيم که از قضا کمتر بدان پرداخته شده، و هر چه هست آثاری پراکنده و تک‌نگاشته‌هايی پيرامون فرد يا مکان يا رويدادی خاص است و همه آنها هيچگاه در کنار هم گرد نيامده است.

«مشهدپديا»

بر آن است تا در حد توان خود به شخصيت‌های زنده و درگذشته، مکان‌ها، رويدادها و آيين‌هايی توجه کند که در بازه زمانی يک قرن، بر روند تحولات فرهنگی، دينی، اجتماعی، سياسی و اقتصادی کلان‌شهر مشهد اثرگذار بوده‌اند.
اين داده‌ها، که می‌کوشيم با تکيه بر منابع معتبر فراهم آيد، اندک‌اندک وارد اين سامانه اطلاعاتی می‌شود تا سرانجام صورت دانشنامه‌ای پر و پيمان از «مشهد قرن؛ از ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰» را به خود بگيرد.
پيوندهای ميان داده‌های «مشهدپديا» با ديگر اطلاعات موجود در فضای مجازی، که از ويژگی‌های اين سايت است، می‌تواند بهره‌های دانشنامه حاضر را فزونى بخشد و دسترسی کاربران به انبوهی از اطلاعات پراکنده را فراهم سازد.
اين سايت «جستجومحور» است و شما تنها با وارد کردن عنوان مدخلی که در نظر داريد، می‌توانيد به شرح آن مراجعه کنيد.
در صدد هستيم که در آينده، امکان ويرايش و افزودن و کاستن مدخل‌های تازه را برای کاربران فراهم آوريم.
تدوين دانشنامه برای شهری همچون مشهد، با پيشينه‌ای بيش از هزار سال و فراز و نشيب‌هايی بسيار، کار ساده‌ای نيست. بسا کسانی که در اين سده‌های پياپی آمده‌اند و چيزی از خود به‌يادگار گذاشته و رفته‌اند و تنها برشمردن نام يک‌يک اين کسان، توماری بلند و زمانی فراخ می‌طلبد؛ پس، اکنون که در آستانه سال ۱۴۰۰ شمسی ايستاده‌ايم، بهتر همان است که برای رسيدن به مقصود، کار خود را محدود به دوره‌ای خاص کنيم و تنها به همين يکصد سال اخير از ۱۳۰۰ بدين سو بپردازيم که از قضا کمتر بدان پرداخته شده، و هر چه هست آثاری پراکنده و تک‌نگاشته‌هايی پيرامون فرد يا مکان يا رويدادی خاص است و همه آنها هيچگاه در کنار هم گرد نيامده است